اصطلاحات رایج در هنر دوبله : پارت اول
-
لیپسینک (Lipsync / Lip-synchronization):
- توضیح: این اصطلاح به معنای تطبیق دقیق حرکت لبها و دهان شخصیتها در تصویر با دیالوگهای دوبله شده است. در واقع، هدف این است که وقتی گوینده دیالوگی را بیان میکند، به نظر برسد که خودِ شخصیت اصلی در تصویر دارد آن جمله را به زبان فارسی میگوید و حرکت لبهایش کاملاً با صدای گوینده هماهنگ باشد.
- اهمیت: لیپسینک یکی از مهمترین و چالشبرانگیزترین بخشهای دوبله است. اگر لیپسینک به درستی انجام نشود، دوبله مصنوعی و غیرطبیعی به نظر میرسد و مخاطب به راحتی متوجه ناهماهنگی بین صدا و تصویر میشود. سرپرستان دوبلاژ و گویندگان تلاش زیادی برای رسیدن به لیپسینک عالی میکنند.
- کاربرد: در تمام آثار دوبله شده، از فیلم و سریال گرفته تا انیمیشن و مستند، لیپسینک از اصول اساسی است.
-
لب زدن (اصطلاح در دوبله):
- توضیح: در هنر دوبله، “لب زدن” زمانی اتفاق میوفتد که دیالوگ های گوینده زودتر از کاراکتر بازیگر تمام می شود. به این صورت که جملات گوینده تمام شده ولی هنوز لب های بازیگر حرکت میکنند. این اتفاق باعث غیر واقعی و مصنوعی شدن دوبله میشود و در نتیجه منجر به این می شود که بیننده نتواند به درستی با فیلم دوبله شده ارتباط برقرار کند.
- تفاوت با لیپسینک: در حالی که لیپسینک نتیجه نهایی و مطلوب (یعنی هماهنگی کامل دیالوگ و لب) است، “لب زدن” صرفا به سینک بودن انتهای جملات و دیالوگ های گوینده با لب بازیگر مربوط می شود.
- کاربرد: این اصطلاح بیشتر در گفتار روزمره فعالان این حوزه برای توصیف این بخش از کار به کار میرود